تبلیغات
گل 12 دانستنی هایی درباره علوم غریبه - شرح حال سلیم بن قیس هلالى

شرح حال سلیم بن قیس هلالى

دوشنبه 18 دی 1391 04:15 ب.ظنویسنده : admin

 

ولادت

شیخ ابو صادق، سلیم بن قیس هلالى عامرى كوفى، از خواص اصحاب امیر المؤمنین و امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین و امام باقر علیهم السلام است.

سلیم، دو سال قبل از هجرت به دنیا آمده و در نتیجه، هنگام شهادت پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم 12 سال داشته است.

او در 16 سالگى وارد مدینه شده و در ابتداى ورود با حوادث دردناكى روبرو شد.

مقام و منزلت

سلیم، در پیشگاه معصومین علیهم السلام مورد وثوق بوده و از علوم سرشار آنان بهره مند شده است. او از قدماى علماى اهل بیت علیهم السلام است و از بزرگان اصحاب آنان محسوب شده و نزد آنان محبوبیت خاصى داشته است.

او صاحب «كتاب اسرار آل محمد صلى الله علیهم اجمعین» یا «كتاب سلیم بن قیس» است كه كتابى مشهور بوده و شهرت سلیم نیز بیشتر به خاطر همین كتاب اوست، زیرا این كتاب اولین كتابى است كه بعد از پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم تألیف شده و به دست ما رسیده است.

حوادث تلخ

سلیم بن قیس مشاهده كرد كه امیر المؤمنین على علیه السلام خانه نشین شده و كتاب خدا را با رأى و دلخواه خود تفسیر و تأویل كرده اند. از طرفى عموم مردم را از نقل حدیث منع كرده و آنها را وادار كرده اند كه فقط به قرائت كلمات قرآن اكتفا كنند.

اولین اقدام سلیم ملازمت امیر المؤمنین على علیه السلام بود كه آن را در تمام حالات بر خود لازم دانست و خود را به منابع وحى متصل نمود. سپس با اصحاب آن حضرت به خصوص سلمان و ابوذر و مقداد ارتباط خصوصى پیدا كرد.

دوران جوانى

در سن 25 سالگى به سفر حج رفت و خطابه ابوذر را در كنار خانه خدا شنید و آن را نوشت. سپس به مدینه باز گشت و در مدینه بود تا زمانى كه ابوذر را در سال 34 هجرى به ربذه تبعید كردند. او به عنوان عیادت ابوذر به ربذه رفت و در آنجا مطالبى از ابوذر پرسید و جواب هاى او را در كتابش ثبت كرد.

یاور امام على (ع)

در ابتداى خلافت حضرت علی علیه السلام، سلیم به سن 37 سالگى رسیده بود و زمینه براى ثبت و ضبط حقایق برایش آماده تر بود، ولى برخى به جاى قدردانى و استفاده از مقام والاى امامت و عصمت، به خاطر منافع دنیوى بناى مخالفت با امیر المؤمنین على علیه السلام را گذاشتند و مقدمات جنگ با آن حضرت را فراهم كردند.

در همه این قضایا سلیم در كنار آن حضرت بود و از اولیا و خواص اصحاب آن حضرت به شمار می آمد.

سلیم از فدائیان لشكر امیر المؤمنین علیه السلام بود كه معروف به «شرطة الخمیس» بودند شرطة الخمیس عده زیادى از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودند كه با خود عهد كرده بودند شمشیر را به دست گرفته و هر چه مولایشان دستور داد بدون هیچ گونه سؤال و توضیح خواستن، آن را عمل نمایند و آن حضرت نیز بهشت را براى آنان تضمین نماید.

او پس از پیروزى در جنگ جمل همراه حضرت على علیه السلام وارد بصره شد و خطبه آن حضرت را در شهر بصره و در خانه زیاد نوشت.

سلیم در جنگ صفین نیز در لشگر امیر المؤمنین علیه السلام بود و با یك دست شمشیر و با دست دیگر قلم به دست گرفته بود و به دفاع از آن حضرت و ثبت وقایع مى پرداخت.

در طول ایام خلافت امیر المؤمنین علیه السلام، سلیم خطبه هاى حضرت را ثبت نموده و در موارد مختلفى از كتابش آورده است.

بعد از شهادت آن حضرت در سال 40 هجرى، سلیم از اصحاب امام حسن علیه السلام و بعد از شهادت آن حضرت در سال 50 هجرى در شمار اصحاب امام حسین علیه السلام در آمد پس از شهادت آن حضرت نیز در شمار اصحاب امام زین العابدین علیه السلام قرار گرفت.

آثار

«كتاب سلیم بن قیس»، به زبان عربى، اولین كتاب شیعه در زمان امیر المؤمنین، على (ع) مى باشد. امام صادق (ع)، درباره این كتاب، مى فرماید: «هر كس از شیعیان و دوستان ما كتاب سلیم بن قیس هلالى را نداشته باشد، چیزى از مسائل ولایت ما نزد او نیست و از اسباب ما آگاهى ندارد. آن كتاب، الفباى شیعه و سرّى از اسرار آل محمد (ع) است.»

امام زین العابدین(ع)، مى فرماید: «سلیم راست گفته است، خدا او را رحمت كند. همه اینها احادیث ما است كه از آنها خبر داریم.»

امام حسن و امام حسین (ع) در باره این كتاب به سلیم فرموده اند: «راست گفتى، پدرمان، على (ع)، این حدیث را براى تو گفت و ما نشسته بودیم و ما این حدیث را از رسول الله (ص) حفظ كرده بودیم، همان گونه كه پدرمان براى تو نقل كرد بدون آنكه چیزى كم یا زیاد شود.»

امیر المؤمنین، على (ع)، در این باره مى فرماید: «خدایا! سلیم را از اولیاى من قرار بده. اى سلیم! این امر ولایت ما كه خداوند معرفت آن را به تو داده است و به این وسیله بر تو منت گذارده، شناختن و خبره شدن در آن، از شناخت طلا و نقره مشكل تر است و عده كمى از امت، به آن، معرفت دارند، پس خدا را شكر كن و آنچه به تو عطا كرده و تو را به آن اختصاص داده با سپاس گزارى نگه دار.»

سلیم، در ابتداى ورود به شهر مدینه، با حوادث عجیبى روبه رو شد كه هر مسلمانى از شنیدن آن رنج مى برد و چه بسا همین حوادث انگیزه اى براى تألیف این كتاب گردید.

او، مشاهده كرد كه اهل بیت وحى (ع) كه حافظان حقیقى دین و منصوب شدگان از طرف خداوند هستند، در جامعه اسلامى كنار زده شده اند و سفارش «إنی تارك فیكم الثقلین»، نادیده گرفته شده و بین قرآن و عترت جدایى افتاده است. سلیم، با مشاهده این وضعیت، با احساس وظیفه اى كه در درونش بود، در اوان جوانى تمام وجود خود را وقف در راه حفظ سیره رسول الله (ص) و تاریخ صحیح اسلام نمود.

سلیم، مخفیانه با اصحاب راستین پیامبر (ص) آشنایى پیدا كرد. در اولین مرحله، ملازمت امیر المؤمنین، على (ع) را بر خود لازم دانست و خود را به منبع وحى متصل نمود، سپس با اصحاب آن حضرت، به خصوص، سلمان و ابوذر و مقداد و... ارتباط خصوصى برقرار كرد. او، از آنها در مورد سیره پیامبر اكرم (ص) و وقایع بعد از رحلت آن حضرت، به دقت مى پرسید و جزئیات قضایا را جویا مى شد، آنان نیز بدون تقیه جواب مى دادند و سلیم، همه مطالب آنها را مى نوشت و ثبت مى كرد.

وى، در طول شصت سال از عمرش این كتاب را جمع آورى و تألیف كرد.

مجموع احادیثى كه در دو نسخه مختلف از كتاب، جمع شده اند، هفتاد حدیث مى باشد. بیست و یك حدیث هم تحت عنوان «المستدرك من احادیث سلیم»، توسط محقق كتاب، از موسوعات حدیثى، گردآورى شده و به آخر كتاب مزبور، ملحق شده است.

پاره اى از موضوعات مطرح شده در این كتاب، عبارتند از: فضایل اهل بیت از زبان پیامبر اكرم (ص)، حوادث بعد از وفات آن حضرت به نقل از شاهدان عینى، ماجراى سقیفه از زبان سلمان، افتخارات و امتیازات حضرت على (ع)، حوادثى كه در زمان خلافت آن حضرت اتفاق افتاد و...

وفات

سلیم در زمان حجاج بن یوسف در سال 75 هجرى متوارى شد و از شهرى به شهر دیگر فرار مى كرد تا خود را از ستم او حفظ كند و سرانجام در سرزمین فارس به شهر بزرگى به نام  «نوبند جان» در نزدیكى شیراز رسید.

سلیم در آنجا اقامت گزید و پس از تربیت نوجوانى به نام  «ابان بن ابى عیاش» كتاب خود را به او سپرد و در سال 76 هجرى، در سن 78 سالگى، پس از عمرى خدمت در راه محمد و آل محمد علیهم السلام به سوى معشوق و معبود خویش پر كشید.

رحمت خداوند بر او باد.


آخرین ویرایش: دوشنبه 18 دی 1391 04:17 ب.ظ

 
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:05 ق.ظ
I don't even know how I ended up here, but I thought this post was great.
I don't know who you are but definitely you are going to a famous blogger if
you are not already ;) Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر